X
تبلیغات
نماشا
رایتل

به نام خدا

 

برای شادی و سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات بفرستید.

شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا با استناد از امام على(ع) روایت کرده است: روزى با فاطمه(ع) نزد رسول خدا(ص) مشرف شدیم؛ در حالى که ایشان در حال گریه کردن بودند. به ایشان عرض کردم: اى رسول خدا(ص)! پدر و مادرم به فدایت، چه چیزى شما را به چنین روزى در آورده است؟

برو به ادامه مطلب...

ایشان فرمودند: اى على(ع)! وقتى به معراج رفتم، زنانى از امت خود را در حال عذاب شدید دیدم و خیلى ناراحت شدم و گریه کردم.زنى را دیدم که از موهایش آویزان بود و مغزش پخته مى شد. زنى را دیدم که از زبانش آویزان بود؛ درحالى که حمیم در حلق او ریخته بودند. زنى را دیدم که از پستان هایش آویزان بود. زنى را دیدم که گوشتش را مى خورد؛ در حالى که آنش از زیر آن شعله‌ور مى شد. زنى را دیدم که دست و پاهایش بر عکس به هم بسته شده بود و مارها و عقرب ها به او نیش مى زدندزنى را دیدم که کر و لال و نابینا در تابوتى از آتش بود و مغزش از پشتش خارج مى شد، در حالى بدنش بیمارى جذام و پیسى گرفته بود. زنى را دیدم که دست و صورتش مى سوخت، در حالى که فضولاتش را مى خورد.زنى را دیدم که سرش گراز و بدنش از خر بود و هزار نوع عذاب براى او بود. زنى را دیدم که صورت سگ داشت و از پشتش آتش خارج مى شد؛ در حالى که فرشتگان با گرزهاى آتشین بر سر و بدن او مى زدند.

آن گاه فاطمه زهرا(ع) عرض کرد:اى حبیبم! اى نور چشمانم! به من بگو چرا خداى تبارک و تعالى این عذاب ها را براى این زنان قرار داده است؟

ایشان فرمودند: آن زنى که از پاهایش آویزان بود، بدون اجازه شوهرش از خانه بیرون مى رفت. آن زنى که از موهایش آویزان بود، موهایش را از مردان نامحرم نمى پوشاند. آن زنى که از زبانش آویزان بود، در دنیا شوهرش را اذیت مى کرد. آن زنى که از پستانهایش آویزان بود، با شوهرش همبستر نمى شد. آن زنى که گوشت خود را مى خورد، بدنش را براى دیگران مزیّن مى کرد. آن زنى که دست و پایش بسته شده بود مارها و عقرب ها او را نیش مى زدند، وضو مى گرفت در حالى که بدنش از جنب و حیض و غیره نجس بود و نماز را سبک مى شمرد. آن زنى که کور و کر و لال بود زنا مى کرد. آن زنى که بدنش را با قیچی آتشین تکه تکه مى کرد، خود را به مردان نامحرم عرضه مى کرد. آن زنى که دست و صورتش سوخته بود و مدفوع خود را مى خورد، زنان دیگر را به فحشا راهنمایى مى کرد. آن زنى که سرش گراز و بدنش خر بود، خبرچین و دروغگو بود. و اما زنى که صورتش سگ بود و آتش از پشتش خارج مى شد، آواز خان، رقاص، بدحجاب و حسود بود.

سپس فرمودند: واى به حال زنى که شوهرش را عصبانى کند و شوهرش از آن راضى نباشد . خوشا به حال کسى که شوهرش از او و اعمالش راضى است.

 

همان، ص 184

نظرات (2)
جمعه 10 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 01:01 ب.ظ
سلام آقا مرتضی
جالب بودو زیبا
موفق باشی
چهارشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 08:04 ق.ظ
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال
بنگر که چگونه می افتی
چون برگی زرد یا سیبی سرخ ؟
---------------------------------------------------------
بکاریم نهالی سر هر پیچ کلام ...
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد