X
تبلیغات
نماشا
رایتل

به نام خدا

 

برای شادی و سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عج) 3 صلوات بفرستید.

با استناد روایت شده است که وقتى این آیه شریفه: « وَ اِنَّ جَهَنَّمْ لَمَوْعُدِهُمْ اَجْمَعینَ لَها سَبْعَة اَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسومْ »1

نازل شد و پیامبر (ص) این آیه را از زبان جبرئیل (ع) شنیدند شروع کردند به ناله و گریه کردن و اصحاب نیز شروع کردند به ناله و گریه کردن؛ در حالى که نمى دانستند چه چیزى بر پیامبر نازل شده است و هیچکس جرئت حرف زدن نداشت.

برو به ادامه مطالب...

یک نفر از میان جمع گفت: هر گاه رسول خدا(ص) دخت گرامى اش را ببیند، خوشحال و متبسم مى شود، پس یکى از شما دنبال حصرت فاطمه(ع) برود و او را به مسجد بیاورد.

آن گاه جمعى از آن ها نزد فاطمه زهرا(ع) مشرف شدند در حالى که ایشان در حال آسیاب کردن جو بودند. سپس جریان را براى ایشان باز گو کردند. ایشان عبایى را که از پشم زبر بود و دوازده جاى آن را با برگ درخت نخل دوخته بودند بر سر انداختند و طرف مسجد حرکت  کردند، وقتى ایشان نزد پیامبر(ص) رسیدند به ایشان سلام کردند و عرض کردند: پدر جان! چزا سلمان فارسى از لباسم تعجب کرده است؟

رسول خدا(ص) رو کردئد به سلمان و فرمودند؟اى سلمان! به راستى که دخترم از پیش تازان بهشت است.

سپس فاطمه زهرا(ع) رو کردند به پیامبر(ص) و عرض کردند: اى پدر بزرگوارم! چه چیزی شما را به ناله و گریه انداخته است؟

آن گاه رسول خدا(ص) آنچه جبرئیل(ع) از طرف خداوند براى ایشان آورده بود بازگو کرد. در همان لحظه حضرت فاطمه(ع) از حال رفت و بى هوش روى زمین افتادند؛ در حالى که مى فرمودند: واى بر حال کسى که وارد آتش جهنم شود!

وقتى سلمان فارسى این صحنه را دید گفت: اى کاش من گوسفد بودم و خانواده ام من را ذبح مى کردند و گوشتم را تکه تکه مى کردند و مى خوردند و پوستم را سوراخ سوراخ مى کردند و هرگز در موردآتش جهنم سخنى نمى شنیدم.

ابوذر گفت:کاشکى مادرم عقیم بود و مرا نمى زایید تا هرگز در مورد آتش جهنم نمى شنیدم.

عمّار گفت: اى کاش پرنده بودم و در آسمان پرواز مى کردم حساب و عقابى بر من نبود تا هرگز در مورد آتش جهنم چیزى نمى شنیدم.

امام على(ع) فرمودند: کاشکى درندگان و شیران من را تکه تکه مى کردند و مى خوردند و کاش مادرم من را نزاییده بود تا هرگز در مورد آتش جهنم چیزى نمى شنیدم. سپس دستان مبارک خود را بر سر گذاشتند و فرمودند: چه سفر طولانى اى در پیش داریم! چقدر آذوقه براى قیامت کم است! به سوى آتش روانه مى شوند و با زنجیرهاى آتشین جهنم زندانى مى شوند، بیماران خوب نمى شوند و روى زخم مجروحان مرحم گذاشته نمى شود و اسیران هرگز آزاد نمى شوند و از آتش مى نوشند و مى خورند و لباس هایشان از مس گداخته است و بعد از همبستر شدن با زنان خود در دنیا، اکنون باید با شیاطین باشند و هر کجا بروند، شیاطین همراه آنان هستند.2

 

1) سوره    ، آیه 44

 

2) بحار، ج8، ص302

 

نظرات (1)
دوشنبه 6 خرداد‌ماه سال 1387 ساعت 04:43 ب.ظ
سلام
سعی کنید پر محتواتر شوید.خیلی جالب است
موفق باشید.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد